مهر ميهن

وبلاگ تاریخ و فرهنگ ایران زمین

کتیبه داریوش کبیر در نقش رستم

کتیبه داریوش کبیر در نقش رستم

 

کتیبه دوم داریوش بزرگ در نقش رستم که در آن اندیشه های نیک وقانون مدارانه و انسانی مردمان وجامعه ایرانی در یافته میشود در 60 سطر به فارسی باستان همراه با 43 سطر ترجمه ایلامی و39 سطر ترجمه اکدی و 25 سطر ترجمه آرامی در بخش میانی نمای آرامگاه و در فاصله بین ستون ها نوشته شده است     

 

 

 

((خدای بزرگ است اهورا مزدا که این جهان شگرف آفرینش را آفرید،که برای مردم شادی آفرید،که خرد وتوانایی به داریوش شاه بخشید. بخواست اهورا مزدا من چنانم که راستی را دوست می دارم و از دروغ بیزارم ،من نمی خواهم توانا برناتوان ستم کند ،همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا از کارهای ناتوان آسیب رسد . آنچه را راست است من آن را می پسندم ، خواست خداوند در زمین آشوب نیست ،بلکه صلح ،نعمت وحکومت خوب است . من دوست دروغگویان نیستم در دل خود تخم کین نمی کارم ،هر آنچه مرا به خشم آورد از خود دور می دارم با نیروی خرد بر خشم خود سخت چیره ام . هر که همکاری و همراهی پیشه کند ، در خور کوشش او را پاداش می دهم .آنکه گزند رساند و ستم کند ، به اندازه گوشمالش می دهم . نمی خواهم کسی زیان برساند و کیفر نبیند . آنچه کسی بر ضد دیگر کس گوید ،مرا قانع نتواند کرد مگر آنکه بنا به قانون نیک گواه درست آورد و داوری بیند، از آنچه کسی فراخور توانایی خویش انجام دهد وبجا آورد ،شادمان وخرسند می شوم وخشنودیم را کرانه ای نیست ،چنین است هوش واراده من . مپندار که زمزمه های پنهانی ودر گوشی بهترین سخن است ،بیشتر به آنی گوش فرادار که بی پرده می شنوی . تو بهترین کار را از توانمندان ندان و بیشتر به چیزی بنگر که از ناتوان سر زند . آنگاه که تو از آنچه بردست من رفته چه در زادگاهم وچه در آوردگاه ، ببینی  یا بشنوی ،بدان که اینست توانایی من ،که برتر وتیزتر از نیروی پندار است ،اینست کاردانی من، تا جایی که توش وتوان دارم ،در جنگجویی هماوردی خوبم . چون در آوردگاه باشم ،کسی را که از دور می بینم به نیروی ادراک وخرد می دانم که بدخواه است یا که بد‍ اندیش نیست ،به نیروی ادراک واراده خویش همواره نخستین کسی هستم که تصمیم می گیرد کار شایسته ای را ،چون دشمنی را ببینم وچون دوستداری را .مردی هستم ورزیده ،هم به دست و هم به پا ، به هنگام سواری سوارکاری خوبم در تیر افکنی ،تیر اندازی چیره دست ،چه بر اسب باشم چه با پای پیاده در نیزه وری نیزه وری خوبم، خواه از روی اسب وخواه از روی خاک .هنرهایی که اهورامزدا به من بخشیده است وتوانسته ام که به کار گیرم چنین بود . آنچه بر دستم رفته است ،بیاری یزدان همه را با هنرهای خویش که ارزانی  اهورامزدا بوده است ،به انجام رسانده ام .ای بشر ! نیک دریاب که من چگونه ام وهنرهایم چه وبرتری ام چگونه وتا چه اندازه . مگذار آنچه در این باره شنودهای بر تو نادرست نماید، آنچه به تو گویند باور دار ،کارهایم را نادرست مپندار ، نبشته هایم را نگهدار باش ، قانون را پایمال نکن ، نگذار کسی در رعایت نظم و فرمان قانون نادان ماند))                                                                                                        

 

 

 

 نقل از کتاب نقش رستم و پاسارگاد نگارش رضا مرادی غیاث آبادی صفحه60-56 انتشارات نوید شیراز 1380 

 

 

 

+ mehre mihan ; ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()   

بخش مشهور کتیبه حقوق بشر کورش بزرگ

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، ...، نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

 

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را بسوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

 

ارتش بزرگ من بآرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

 

نابسامانی درونی بابل و نیایشگاههای آنجا دل مرا بدرد آورد... من برای آرامش کوشیدم.

 

من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.

 

فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. فرمان دادم که هیچکس مردم شهر را نیازارد و به دارایی آنان دست یازی نکند.

 

مردوک خدای بزرگ از کار من خشنود شد... او مهربانی ا ش و فراوانی را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در آشتی و آرامش پایگاه بلندش را ستودیم.

 

. من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.

 

همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم.

 

همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد.

 

بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند.

 

من برای همه مردم معبودگاهی آرام مهیا ساختم وآرامش را به تمامی مردم پیشکش کردم.

 

 

مطالب مرتبط:

متن کامل منشور آزادی کورش بزرگ (pdf) 

+ mehre mihan ; ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()