مهر ميهن

وبلاگ تاریخ و فرهنگ ایران زمین

به امید آزادی کردان ایرانی زیر ستم انیرانیان

چند روز پیش در بخش فارسی سایت بی بی سی مطلبی دیدم که دلم را به درد آورد گزارشی بود درباره احتمال حمله ترکیه به کردستان عراق عنوان گزارش ((آیا ترکها در کردستان عراق مداخله نظامی می کنند؟)) بود اما بخشی از گزارش که مرا به شدت تکان داد این بخش بود

 

 

 ((گروههای حاکم کرد در شمال عراق، بویژه اتحاد میهنی کردستان عراق پیوند دیرینه با ایران دارند و از زمانی که به جنگ چریکی در کوهستانها مشغول بودند تا زمانی که بر مناطق کردنشین عراق تسلط کامل یافتند در سایه حمایت جمهوری اسلامی به سر برده اند. دولت مرکزی عراق نیز روابط نزدیکی با ایران دارد و می کوشد ایران را از خود راضی نگاه دارد. نقش پیوندهای تاریخی، فرهنگی و قومی میان کردهای عراق و ایران نیز در این زمینه کم اثر نیست. این در حالی است که کردهای عراق نه تنهارابطه درخشانی با ترکیه نداشته و ندارند، سالهای سال با همزبانان شمالی خود ابراز همدردی کرده اند که با اینکه جمعیتشان شاید با مجموع کردهای ایران و عراق برابری کند، تا همین چند سال پیش در سایه حکومت نظامی و محدودیتهای سخت زیسته اند، سالهای سال حتی از حق سخن گفتن به زبان مادری شان محروم بوده اند و نگارندگان رسمی تاریخ و فرهنگ ترکیه هویتی برایشان قائل نیستند.))

 

 

شگفتا پیش از این می دانستم قوم ایرانی کرد در ترکیه در محدودیت زندگی می کند اما نمی دانستم حتی  حق سخن گفتن به زبان مادریشان را هم نداشته اند. بخش دیگر این گزارش هم برایم جالب ودر عین حال دردناک بود

 

 

(( این را نیز باید در نظر داشت که تهدید کردهای عراق به مداخله نظامی، کردهای ترکیه را که از بخشی از اصلاحات اخیر دولت اردوغان به قانون اساسی ترکیه دلخورند ناخشنودتر می کند. بخشی از اصلاحاتی که به ابتکار حزب حاکم عدالت و توسعه بر قانون اساسی ترکیه اعمال شده، ورود نمایندگان کرد به مجلس ملی ترکیه را دشوارتر از پیش کرده و عمده ترین حزب کرد ترکیه به نشانه اعتراض از معرفی نامزد در انتخابات صرف نظر کرده است.))

 

 

دریغا چنانکه شاید خوانندگان بدانند این بخش از کردستان در زمان شاه اسماعیل صفوی و پس از جنگ چالدران از دامن ایران جدا شد .

 

چیزی که مرا بسیار متعجب می کند این است که همین ترکیه کمک های آشکار وپنهان به برخی گروههای جدایی طلب پان ترکیست می کند تا در ایران آشوب برپا کنند و با تحریف تاریخ، تبار ایرانی(آذری) مردم آذربایجان را انکار کنند و این بیگانه پرستان نیز از ستم قوم فارس(!!؟) سخن می گویند و چشم به راه کوچکترین بهانه برای ایجاد آشوب در آذربایجان هستند.

 

کجا در ایران این بلاها را بر سر باصطلاح این ها ((ترک ها)) می آورند شخص اول مملکت ما خود  آذربایجانی است اما در ترکیه ورود نمایندگان کرد به مجلس ملی(!؟) ترکیه را دشوارتر از پیش کرده اند.در ایران چه کسی به جرم جزو یک اقلیت قومی بودن از ورودش به مجلس جلوگیری شده یا برای او محدودیت ایجاد کرده اند اینچنین مواردی در تمام سال های انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی هرگز دیده نشده است.

 

 

 

به هر حال کردها یکی از اصیل ترین اقوام ایرانی هستند که همواره در راه دفاع از ایران پیشرو بوده اند من از صمیم قلب آرزو می کنم روزگاری بخش های جداشده از سرزمین مادری به ویژه کردستان عراق،سوریه وبه ویژه ترکیه از ستم انیرانیان رها شده وبه آغوش میهن بازگردند.

 

به امید آن روز پرشکوه

 

+ mehre mihan ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

تاریخ زبان های ایرانی (۱)

به امید خدا تصمیم دارم در چند قسمت به بررسی تاریخ زبان های ایرانی بپردازم وبه بازشناسی جایگاه زبان های اقوام گوناگون ایرانی در درازای تاریخ پرافتخار ایران زمین بپردازم البته باید توجه داشت که این بررسی چکیده و فقط یک بررسی تاریخی است نه زبان شناسی (برای زبان شناسی این زبان ها می توانید به منابع مراجعه کنید) در عین حال کوشش کرده ام تا آنجا که ممکن است کامل باشد. در پایان هربخش هم تعدادی کتاب برای مطالعه بیشتر معرفی خواهم کرد که اطلاعات مفصل تر را می توانید در آن کتاب ها بیابید.

 

 

مقدمه:

 

شاخه زبان های ایرانی در گروه زبان های هند وایرانی(آریایی) وخانواده زبان های هند واروپایی جای دارد دیگر گروه های این خانواده ژرمنی، یونانی، ایتالیایی، ارمنی، آناتولیایی، آلبانیایی، بالتی،  اسلاوی، تخاری و سلتی می باشد باید توجه داشت که نباید واژه آریایی رابرای همه زبان های خانواده هند واروپایی به کاربرد این اشتباه دانشمندان انگلیسی در اوایل سده بیستم بوده است امروزه تنها زبان های هند وایرانی، آریایی نامیده می شوند.

 

زبان های ایرانی را در سه دوره زمانی بررسی می کنند 1- دوره باستانی(از ورود آریایی ها تا نابودی امپراتوری هخامنشی) 2- دوره میانه(از نابودی هخامنشیان تا آغاز پادشاهی صفاریان) و3- دوره نو که از صفاریان تا امروز.

 

 

1- زبان های ایرانی در دوره باستان :

 

ریشه همه زبان های ایرانی، زبانی به نام ایرانی باستان است از این زبان حتی یک کلمه هم باقی نمانده از زبان ایرانی باستان چهار زبان مستقیما پدید آمده به نام های سکایی، مادی، فارسی باستان و اوستایی

 

 

1- زبان سکایی: سکاها قومی آریایی بودن که از هزاره اول پیش از میلاد تا هزاره اول پس از میلاد در سرزمین بزرگی از کناره های دریای سیاه تا مرزهای چین زندگی می کردند از این زبان جز شماری واژه چیزی برجای نمانده ونوشته ای از این زبان به دست نیامده است  برخی از واژگان سکایی که باقی مانده : aspa: اسب ،hapta: هفت و... .

 

 

2-زبان مادی: زبان قوم ماد بوده که از این زبان نیز جز چند واژه در نوشته های پارسی باستان چیزی باقی نمانده و نوشته ای از این زبان به دست نیامده برخی واژگان باقی مانده : wazarka: بزرگ ، asan: سنگ و... .

 

 

3- زبان پارسی باستان: زبان قوم پارس بوده و زبان کتیبه های شاهان هخامنشی است قدیمیترین و مهمترین اثر باز مانده از این زبان کتیبه بیستون است.

 

 

4- زبان اوستایی: این زبان زبان یکی از نواحی شرق ایران بوده تنها اثر بجا مانده از این زبان کتاب اوستا است و کهن ترین نوشته ای که از این زبان باقی مانده گاتاهای زرتشت است.

 

در بخش بعد زبان های ایرانی دوره میانه را خواهیم شناخت.

 

 

برای اطلاعات بیشترمی توانید به کتاب های زیر مراجعه کنید :

 

1- تاریخ زبان فارسی  نوشته دکتر محسن ابوالقاسمی

 

2- تاریخ زبان فارسی  نوشته پرویز ناتل خانلری

 

3- زبان و ادبیات ایران باستان نوشته زهره زرشناس

 

4-فرمان های شاهنشاهان هخامنشی نوشته رلف نارمن شارپ 

 

5- تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام  نوشته احمد تفضلی

 

مطالب مرتبط:

تاریخ زبان های ایرانی (۲)

تاریخ زبان های ایرانی (۳)

+ mehre mihan ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

دزدي فرهنگ وتمدن(!!!!)

در دنياي امروز كه دنياي مرگ اخلاق ومعنويت است دزدي چيز عجيبي نيست اما يك نوع دزدي است كه واقعا نوبر است آن هم دزدي فرهنگي و تاريخ سازي هاي بي پايه است. نمونه اين كارها نوشتن نامه موهوم يزدگرد به عمر توسط پان ايرانيسم، ترك(!!!!) بودن سومري ها، يا كشفيات ماليخوليايي استاد(!!) ناصر پرپيرار يا ترك (!!!!)بودن بابك خرمدين است.

جالب اين است كه همه جاعلان معتقدند به كشفي بزرگ آنهم براي اولين بار در طول تاريخ دست يافته اند(!!!)بسياري از ادعاهاي اين تاريخ سازان بيشتر به هذيان مي ماند و مي توان به عنوان لطيفه در جاهاي مختلف مطرح كرد وكمي اطرافيان را شاد نمود.

اينكه اين نوشته ها چقدر بي اساس است چيزي است كه بسيار به آن پرداخته شده است اما اينكه چرا كساني كه گاه كباده استادي را هم يدك مي كشند اينگونه خود را به تمسخر مي گيرند شگفت انگيز است.

  متاسفانه وقتي تعصب با جهالت در هم مي آميزد معجون شگفتي مي سازد. جعل تاريخ توسط پان تركيسم ها قابل قبول است زيرا اين بدبخت ها براي خودستايي وپيشبرد اهداف جدايي طلبانه شان چاره اي جز جعل ندارند اگر بابك را ترك نكنند از كه بگويند از طغرل يا از سلطان محمود غزنوي( كه سعي داشت خود را از تبار ساسانيان جا بزند ) يا از آتيلا وديگر هم نژادهاي او مانند چنگيز وتيمور وهلاكو و... يا از ايتاخ و اشناس وبغاي كبير وصغير

خوب مشخص است كه بايد تاريخ بسازند اينگونه مي شود كه سومري ها و خوزي هاومادها وبابك خرمدين و ده ها شاعر ونويسنده كه يك عمر از ايران گفته اند ترك(!!) مي شوند تا روشن شود محققان ودانشمنداني كه سالها پژوهش كرده اند عده اي احمق ونادان بوده اند كه آرياسازان(!!!) آنان را اغفال كرده اند.

اصلا عجيب نيست اگر تاچند وقت ديگر پژوهشگران پان تركيسم كشف كنند كه اصولا فردوسي ترك بوده و اصل شاهنامه داستان هاي تركي بوده كه فردوسي آنان را جمع آوري كرده است.

زبان آذري نيز كه مشخص شده ساخته آريا سازان بوده است و چنين زباني اصولا در هيچ دوره اي وجود خارجي نداشته شگفتا ناداني وتعصب تا چه اندازه مي تواند انسان را از لحاظ فكري به پستي بكشاند.فقط چيزي كه براي من عجيب است اينكه چرا قيافه اين ترك هاي خالص(!) بيشتر شبيه آريايي ها است تا شبيه نياكان تركشان شگفتا گويا قيافه اين نويسندگان را هم آرياسازان جعل كرده اند اي آريا سازان نامرد بي وجدان(!!!).

پان عربيست ها به ويژه پورپيرار هم كه مدتهاست در حال كشف زواياي تاريك تاريخ هستند ومي خواهند پرده از توطئه يهود در فلسطين نه ببخشيد در تشكيل دولت هخامنشي(!!!!) بردارند.

براي من عجيب نيست كه اين دوگروه به جعل تاريخ مي پردازند چون سطح فرهنگ و تمدن بالاي تركان زردپوست آسياي ميانه ومغولستان كه پان تركيست ها ادعا مي كنند از نسل آنها هستند بر كسي پوشيده نيست (البته در كشتار ،تجاوز وغارت) عرب ها هم كه بدبخت ها دوران باستانيشان باعث ننگشان است پس بايد بقيه هم دوران باستاني نداشته باشند تا از ((عجم ها)) كم نياورند. اما اينكه گروهي ايراني زير عنوان ناسيوناليسم به جعل تاريخ بپردازند برايم عجيب وباور نكردني است ايراني با هزاران سال تمدن چه نيازي دارد كه ابن ملجم را هم ايراني كند يا نامه موهومي خطاب به عمر از سوي يزدگرد بفرستد. اين افراد هم در همان مقوله يادداشت قبلي يعني فحاشي و بازكردن عقده هاي ديرين زير نام ايران خواهي جاي مي گيرند كه من در اين وبلاگ اينگونه حركات ضد ايراني و ضد اخلاقي(جعل تاريخ) را محكوم مي كنم زير هر عنوان وشعاري كه انجام شود.

تاريخ ما بسيار روشن و پر افتخار است وبسياري از زواياي تاريك آن را هم بيگانگان به ويژه اروپاييان برايمان روشن كرده اند وهر روز نيز بخش هايي از اين شكوه بي پايان چه در دوران پيش مادي، چه در دوران باستان وچه در دوران اسلامي نمايان مي شود. پس ايراني نيازي به جعل كردن ودروغ نوشتن ندارد ما همين داشته هايمان را نمي توانيم به نسل جوان خودمان درست معرفي كنيم چرا كه معرفي تاريخ وفرهنگ چندهزار ساله ايران نياز به صدها وبلاگ و سايت دارد پس ما بهتر است در اين راه گام برداريم نه در راههاي غير اخلاقي كه از ما ايراني ها بعيد است و بهتر است اين كار زشت را براي بي هويت هايي كه نيازمند جعل تاريخ هستند بگذاريم وبگذريم. همين

اين يادداشت را در روز سوم خرداد نوشته ام كه سالروز آغاز قيام سپيدپوشان به فرماندهي المقنع است كه ياد دلاوران اين قيام ملي را نيز گرامي مي دارم و بر روانشان درود مي فرستم

+ mehre mihan ; ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ خرداد ۱۳۸٦

نژادپرستي و ايران دوستي

زماني برتري جويي انسان ها به برتري جويي نژادي انجاميد وجنگ جهاني دوم  را پديد آورد كه تاوان آن را مردم بدبختي پرداختند كه به جرم اينكه از يك نژاد برتر(!!) نيستند كشته شدند.

پس از شكست خوردن انديشه نژادپرستي و چهره ناپسندي كه اين واژه در ادبيات بين المللي يافت اميد مي رفت جهان دوران بهتري را پشت سر بگذارد و مردم دنيا براي به دست آوردن خوشبختي و بهروزي همه با هم (اعم از سپيد و سياه وزردپوست) همراه شوند اما گويي برتري جويي انسان ها را پاياني نيست در چند سال اخير دوباره نژادپرستي در جاي جاي جهان در حال سربرآوردن است اما گاه زير پوشش دين يا ميهن پرستي كه نمونه كامل آن را مي توانيم در فلسطين ببنيم كه دو گروه تندرو زير پوشش دين همديگر را مي كشند اما چه كسي بيشترين آسيب را مي بيند شهروندان غير نظامي فلسطيني واسراييلي.

بگذريم اين ها را نوشتم تا اشاره كنم كه برخي وبلاگ هاي فارسي زير پوشش ميهن پرستي به نظريه پوسيده برتري نژادي آريايي مي پردازند و عرب ستيزي را ترويج مي كنند در نظر اينان گويي تنها افتخار تاريخي ايراني پيروزي هاي كورش بزرگ وديگر رويداد هاي دوران باستاني ايران پس از مادها است وتوجه چنداني به عصر طلايي ايران اسلامي به ويژه سده هاي سوم و چهارم هجري و دوران پرشكوه ايران در دوران حكومت هاي پيش مادي مانند كاسي ها ، ايلاميها ، ميتاني ها و... ندارند.

درباره نظر خودم بايد بگويم از نظر من ايران ده هزار سال تمدن دارد هرچند به نظر من مبدا تاريخي ايران فعلا تشكيل دولت ماد است كه نخستين امپراتوري بوده كه تقريبا تمامي فلات ايران را يكپارچه كرد اما تپه هاي باستاني كه در جاي جاي ايران قرار دارد و امروزه كاوش مي شوند نشان از تمدني بسيار كهن تر مي دهند.

البته روشن است كه مرداني چون زرتشت ،كورش، داريوش، خشايار شاه، آريوبرزن و... همان اندازه براي من عزيزند ومايه افتخار من به عنوان يك ايراني هستند كه بابك خرمدين، ابوعلي سينا ، زكريا رازي،ابوريحان بيروني ، فردوسي ،حافظ ، سعدي ، مولانا بلخي و...

 من به همه اينان احترام مي گذارم ويادشان را گرامي مي دارم و به تدريج از همه آنان در اين وبلاگ خواهم نوشت.اين بزرگان مايه افتخار ايران وايراني هستند وهيچ كس حق ندارد زير پوشش هيچ واژه اي ما را از برخي از آنان جدا كند.

نكته آخر درباره عرب ستيزي، روشن است كه بزرگ ترين آسيبي كه به تمدن وفرهنگ ايراني رسيده از اعراب است از حمله اهريمني آنان در دوران عمر كه صدها هزار كشته برجا گذاشت و صدها هزار نفر از ايرانيان به بردگي گرفته شدند تا تازش فرهنگي آنان در زمان صفويه و حتي دشمني هاي شگفتي كه امروز پان عرب ها با تاريخ وفرهنگ ايران دارند (يك نمونه آن نوشته هاي ناصر پورپيرار)

مطمئنا هيچ ايراني هرگز نبايد ازجنايات عرب ها در طول تاريخ ايران بي تفاوت بگذرد اما اينكه ما از يك انسان ديگر صرفا به اين دليل كه پدران او جنايتي انجام داده اند بيزار باشيم گمان نمي كنم چندان با فرهنگ جهان دوست وانسان دوست ايران و از آن مهم تر با خرد وانسانيت سازگار باشد از اين رو من معتقدم كساني كه زير پوشش فرهنگ ايراني عرب ستيزي را تبليغ مي كنند يا فرهنگ ايراني را درست نشناخته اند يا شياداني هستند كه ايران دوستي آنها تنها يك پوشش است براي فحاشي وخالي كردن عقده هاي حقارتشان .

اين نوشته را با سخني از زرتشت بزرگ به پايان مي برم تا همه كساني كه ادعاي ميهن پرستي دارند بدانند فرهنگ ايراني چه چيزهايي را ارج مي نهد.                                               

(( خوشبخت كسي است كه خوشبختي ديگران را فراهم سازد. چنين است فرمان و خواست اهورامزداي چاره ساز از اين روي ما خواستاريم كه با نيروي راستي و پايداري نياز يكديگر را برآورده سازيم)) گات ها برگردان موبد رستم شهزادي  سرود هشتم-يسنا-هات 43

+ mehre mihan ; ۸:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦