مهر ميهن

وبلاگ تاریخ و فرهنگ ایران زمین

بازخوانی برخی ادعاهای بی پایه ی جدایی طلبان بیگانه پرست:

چندی پیش به یکی از مهمترین سایتهای جدایی طلب پان ترکیسم برخوردم نوشته هایشان را خواندم و واقعا از این همه تحریف و خودفریبی گردانندگان آن متاسف شدم نوشته های آن ها در بسیاری موارد آنقدر آبکی و بی پایه بود که هنگام خواندن ناخودآگاه لبخندی بر گوشه لبانم می نشست .

 

 

اگر واقعا همه دانش و بینش جدایی طلبان و قومیت پرستان اینقدر باشد به هیچ وجه نباید نگران بود زیرا اگر خوانندگان نوشته های این بدبخت های متعصب اندک اطلاعات تاریخی داشته باشند دیگر نوشته های این سایت برایشان تبدیل به جوک نامه می شود.

 

 

 من تصمیم نداشته و ندارم وارد این گونه جدل های بی حاصل و احمقانه شوم. اما سکوت در برابر این گونه یاوه سرایی ها نوعی خیانت به میهن به شمار می رود و از این رو در اینجا می خواهم به برخی واقعیات مهم تاریخ ایران که توسط این افراد مورد تحریف قرار گرفته بپردازم.  

 

 

 

 

1-(( کشوری به نام ایران وجود نداشته بلکه این نام به فلات ایران مربوط می شود))  یا (( رضا خان این نام را بر روی این کشور گذاشت تا به آلمان ها نزدیک شود))

 

 

 

 

این یک ادعای مسخره ای است نام ایران از هزاران سال پیش به سرزمینی که زیستگاه آریاها بوده اطلاق می شده است خواستگاه آریاها (به احتمال زیاد خوارزم) ایران ویچ نامیده می شده و آریاهای مهاجر پس از کوچ به نواحی داخلی و غربی فلات این نام را به همه این فلات اطلاق کردند و هر پادشاهی در ایران به قدرت رسید نام پادشاه ایران را برخود گذاشت. ریشه نام جعلی پرشیا برای ایران نادانی یونانیان است که چون پادشاهی ایران در آن زمان از آن قوم پارس بود این نام اشتباه را به همه ایرانیان دادند و این اشتباه تا زمان رضاشاه ادامه داشت اما رضاشاه نام درست این سرزمین را وارد اسناد خارجی کرد تا شاید پس از قرن ها بتواند این اشتباه اروپاییان را تصحیح کند. ایران به معنای سرزمین آریایی ها است و قوم پارس تنها یکی از اقوام متعدد آریایی است.

 

 

در شاهنامه فردوسی نیز بارها و بارها نام ایران به کار رفته است واگر یک نگاه گذرا به متون تاریخی نیز داشته باشیم بارها نام ایران را می بینیم مثلا در شعری که در چهلم عباس آقا صراف تبریزی( قاتل اتابک مستبد ویک ترک زبان آذربایجانی) برمزار او سروده شده آمده

 

 

 ترک ایرانی نژاد ای آنکه همچون تهمتن                                معلی فر فریدون محیی جاه جمی (تاریخ مشروطه ایران  احمد کسروی ص 468)

 

 

یا بر مهر نادرشاه نقش بسته

 

 

نگین دولت و دین رفته بود چون از جا                   به نام نادر ایران قرار داد خدا

 

 

((تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان نوشته غلامرضا انصاف پور ص 90 .  ( به همه کسانی که فکر می کنند مردم آذربایجان ترک نژاد هستند پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را بخوانند) ))

 

 

 

 

2- پان فارسیسم و تهاجم فرهنگی قوم فارس

 

 

باید دانست واژه پان فارسیسم ساخته و پرداخته گروه های جدایی طلب به ویژه پان ترکیست ها است و پیشینه تاریخی ندارد .

 

 

اما منظور این گروه ها از پان فارسیسم مطمئنا جریان ناسیونالیسم ایرانی است از این رو توضیح بیشتری لازم است نخست اینکه ناسیونالیسم ایرانی با هدف یکپارچه کردن و از بین بردن دشمنی های و جدایی های قومی پدید آمد نه تسلط دادن یک قوم بر اقوام دیگر   دوم اینکه تا آنجا که به تاریخ مربوط می شود بنیان گذار ناسیونالیسم مدرن در ایران میرزا فتحعلی آخوند زاده است که خود ترک زبان و از مردم آذربایجان بوده است و پرشورترین ناسیونالیست های ایران هم نه فارس که ترک زبان یا از سایر اقوام ایرانی بوده اند مانند: جلال‌الدین میرزای قاجار پسر فتحعلیشاه, میرزا ملکم‌خان (ارمنی), سیدحسن تقی‌زاده, حسین کاظم‌زاده ایرانشهر تبریزی, دکتر محمود افشار, سید احمدکسروی, ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای, تقی‌ارانی, ملک‌الشعراء بهار (گرجی تبار جدیدالاسلام), تیمورتاش, داور رضازاده‌ شفق, فروغی (یهودی تبار), میرزا رضاخان افشار بکشلو,‌ دکتر جواد شیخ ‌الاسلام‌ زاده, یحی ذکاء و... 

 

 

این ها همه افرادی بودند که همواره از ناسیونالیسم ایرانی دم می زدند آیا این مردان بزرگ کمتر از پان ترکیست های وطن فروش بیگانه پرست به آذربایجان و زادگاه های خود مهر می ورزیدند ؟ مطمئنا نه مثلا دکتر تقی ارانی درباره اذربایجان گفته:آذربایجان چنانچه از اسمش پیداست مظهر آتش مقدسی است که روشنایی فکر و حرارت روح ایرانی را در ادوار مختلفه به عالمیان نشان داده و ثابت نموده است.

 

 

در فعالیت های ناسیونالیستی هم اگر لباس ها همسان شد لباس قوم فارس (!؟) رسمی نشد بلکه لباس اروپایی وارد ایران شد تا چند دستگی ها از میان برود و فارسی زبان ها هم در هر استانی لباس های محلی خود را کنار گذاشتند.

 

 

به عبارت درست تر ناسیونالیسم ایرانی کوشش نخبگان همه اقوام ایرانی برای تضمین یکپارچگی و نیرومندی ایران وایرانی بوده وهست نه سرکوبی همه اقوام غیر فارسی زبان( چرا که در آن صورت باید ابتدا خود سردمداران ناسیونالیسم سرکوب می شدند!!!) .یک مورد بحث برانگیز هم رسمی شدن زبان پارسی است که دراین باره در  ادامه صحبت خواهم کرد.

 

 

 

 

3- قوم یا ملت

 

در این سایت به جای کلمه قوم کوشش می شود از واژه ملت استفاده شود که این خود یک نشانه از جدایی طلبی گردانندگان این سایت است مثلا به جای قوم فارس از ملت فارس استفاده می شود .

 

 

امروزه معنای ملت و قوم با هم کاملا متفاوت است مثلا عراقی ها از هر گروه نژادی ملت عراق نامیده می شوند اما در همان عراق کردها را قوم کرد می نامند . مثال دیگر اتریش است که همه آنها را ملت اتریش می نامند اما از نظر قومی ملت اتریش از قوم ژرمن هستند. در واقع این کلمه برای آسان کردن ادعاهای جدایی طلبانه پان ترکیسم ها اینگونه تحریف شده است.

 

 

 

 

4- مبارزه با تاریخ ایران باستان و پورپیراریسم

 

یکی از موارد جالب درباره این سایت حضور گسترده نظرات عالمانه(!!) و بی نظیر استاد مسلم نادانی و تعصب و ایران ستیزی ناصر پورپیرار است.

 

 

گردانندگان بیگانه پرست این سایت چنان به پورپیرار و نظرات بی پایه او عشق می ورزند که اگر نوشته های پورپیرار را از مطالب این سایت حذف کنیم چیز زیادی از آن باقی نخواهد ماند!!! واین خود نشان دیگری از بیگانه پرستی ، ایران ستیزی و جدایی طلبی گردانندگان این سایت است.

 

 

برای خواندن پاسخ های دندان شکن میهن دوستان ایرانی به یاوه های بی پایه و ایران ستیزانه پورپیرار میتوانید به اینجا یا به کتاب ((اعتبار باستان شناختی آریا و پارس نوشته محمد تقی عطایی و علی اکبر وحدتی)) مراجعه کنید.

 

 

 

5- کشور بازمانده از فتوحات  فارس ها(!!!)

 

در یکی از صفحات این سایت نقشه ای از ایران امروز قرارداده شده و زیر آن جمله ای به مفهوم بالا نوشته شده بود اول اینکه کشور نوین ایران در زمان صفویه تشکیل شد و عامل وحدت آن ها ترکان قزلباش بودند و به عبارت درست تر کشور نوین ایران حاصل فتوحات ترک ها است نه فارس ها ( البته با منطق قوم گرایانه که نویسنده مخالف آن است ) پس از آن هم تا تشکیل سلسله پهلوی چهار سلسله در ایران حکومت کردند که به جز زندیه که حدود نیم قرن حکومت کرد (و آن ها هم لر بودند نه فارس به معنای خاص منظور نظر این افراد) بقیه ترک زبان بودند و بیشتر بخش های ایران هم در زمان قاجاریه( ترک زبان) تجزیه شد. می بینیم در این مورد نادانی(یا خود فریبی و دگر فریبی) نویسندگان  از موارد بسیار ساده تاریخی شگفت آور است.

 

 

 

6- فدرالیسم یا جدایی

 

نویسندگان این سایت میان این دو گزینه سردرگم می باشند از یک سو سیستم فدرال را پیشنهاد می کنند از سوی دیگر بر طبل فارس ستیزی و تجزیه طلبی می کوبند .

 

 

به نظر شخصی من هدف این گروه ها و اربابان خارجی آنها در گام اول فدرال کردن ایران و بعد تکه تکه کردن سرزمین عزیز ما و تبدیل آن به پنج کشورک ضعیف و ناتوان است تا خیالشان از بابت احتمال قدرتمند شدن دوباره ملت سربلند ایران راحت شود.

 

 

 

7- زبان فارسی و فرهنگ ایرانی

 

 

یکی از سخنان تحریک آمیز این سایت برانگیختن احساسات قومی با طرح این پرسش است که چرا زبان فارسی باید زبان رسمی ایران باشد.

 

 

پیش از پاسخ به این سوال باید تاکید کنم که من در یک خانواده ترک زبان به دنیا آمده ام و اکنون نیز کاملا می توانم زبان ترکی را بفهمم و تا اندازه زیادی هم قادر به صحبت کردن به این زبان هستم  این را نوشتم تا خوانندگانی که احتمالا زبان خانوادگی آن ها غیر از فارسی است به دور از تعصبات قومی و صرفا دیدگاهی خردمندانه، ایران خواهانه و وطن پرستانه  درباره این بخش داوری کنند.

 

 

 

1- زبان فارسی کهن ترین و مهم ترین عضو خانواده زبان های  ایرانی (آریایی شاخه ایرانی) است و در تمام زبان های مهم رایج در فلات ایران مانند ترکی آذری ، کردی، بلوچی، پشتو، لری، اردو و... تاثیرات مهمی گذاشته است.

 

 

 

 

2- زبان فارسی رایج ترین زبان فلات ایران ( واز جمله کشور فعلی ایران) است و هیچیک از زبان های دیگر این اندازه سخن گو ندارد پس طبیعی است اگر زبان مشترک و رسمی اقوام ایرانی به شمار رود .

 

 

 

 

3- مهمترین شاهکار های ادبی که ایرانیان خلق کرده اند به این زبان است و این زبان در جهان از مهمترین زبان های ادبی به شمار می رود آیا می توان نابغه های ادبی مانند فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا، نظامی و... را در دیگر زبان های رایج بین ساکنان ایران یافت.

 

 

 

 

4- نکته مهم تر اینکه در طی سالیان دراز عمر ایران وایرانی به جز دوقرن نخست پس از اسلام همواره و در هر شرایطی زبان فارسی زبان ملی وهمگانی ایران وایرانی به شمار می آمده حتی در زمان مشروطه که بسیاری از مجاهدان تبریزی(ترک زبان) در تشکیل دولت مشروطه نقش اصلی(و بسیار بیشتر از دیگر اقوام ایرانی) داشتند هیچ کوششی برای رسمیت دادن به زبان ترکی صورت نگرفت و رسمیت زبان فارسی بی چون وچرا پذیرفته شد.  

 

 

 

یک اشکال دیگری که نویسندگان سایت به موضوع رسمیت زبان فارسی وارد کرده اند این است که از آنجا که این زبان زبان مادری کودکان آذربایجانی به شمار نمی رود آن ها در تحصیلات خود دچار مشکل می شوند و این عادلانه نیست (!!!)

 

 

واقعا باید به هوش سرشار این نویسندگان فرهیخته تبریک گفت (!!) اما در پاسخ باید گفت امروزه با وجود کانال های تلویزیونی متعدد فارسی زبان کودکان آذربایجانی در همان سنین پیش دبستانی کاملا زبان فارسی را می آموزند و به نوعی دوزبانه به شمار می روند(مانند پدر و مادرم و تا اندازه زیادی خودم) و هیچ مشکلی در فهمیدن و یا سخن گفتن به زبان فارسی در مدارس ندارند.

 

 

البته همانگونه که امروزه نیز این امر رعایت می شود سخن گفتن به هیچ زبانی نباید محدود شود و زبان فارسی تنها باید به عنوان زبان ملی برای ارتباط بین گروه های گوناگون مردم ایران به شمار رود.

 

 

 

 

نکته ای که جا دارد در اینجا ذکر کنم این است که من متوجه نشدم منظور جدایی طلب ها  از تحمیل فرهنگ فارس ها به سایر اقوام (یا به قول آن ها ملت ها!!!) چیست. از نویسندگان جدایی طلب بعید نیست نوروز را هم مربوط به فارس ها بدانند اما واقعیت این است که جشن هایی مانند نوروز ، مهرگان ، تیرگان و... جشن های ملی و از آن همه اقوام ایرانی و مایه اتحاد آن ها هستند و به هیچ وجه به قومیت خاصی تعلق ندارند همانگونه که برخلاف نظر جدایی طلبان ، شاهنامه نه یک اثر شوونیستی فارس گرا که کتاب برادری و برابری همه مردم ایران است(برای نمونه بزرگترین قهرمان شاهنامه رستم دستان زابلی است همچنین نگاه کنید به جایگاه ویژه آذربایجان در شاهنامه).

 

 

امروز نوروز بدون هیچ استثنا در میان تمام مردم ایران با هر زبان و قومیتی با شکوه تمام برگزار می شود و هیچ خواستگاه قومی خاص (مانند فارس یا...) نمی توان برای آن برشمرد بلکه این جشن وجشن هایی نظیر آن از آن همه مردم ایران زمین است.

 

 

نکته دیگر درباره دوران باستانی ایران، دوران پرشکوه هخامنشی ، اشکانی و ساسانی همان اندازه که مایه سرافرازی ایرانیان فارسی زبان است مایه سرافرازی ایرانیان غیر فارسی زبان نیز  می باشد همانگونه که شاعرانی مانند صائب تبریزی یا قطران تبریزی و شهریار از آن همه ما هستند .کتیبه بیستون و تخت جمشید همان اندازه که به کرمانشاهیان و فارسیان تعلق دارند به خراسانیان و آذربایجانیان وسیستانیان و... تعلق دارند و اگر کسی بکوشد تاریخ گذشته ما را تحریف کند و یا به آن بی احترامی کند در واقع به همه مردم ایران از هر استانی که باشند و زبان مادری اشان هر چه باشد بی احترامی کرده است آیا کسی از ایرانیان در هیچ نقطه ای از ایران از اکران فیلم توهین آمیز سیصد اسپارتی خوشحال شد؟  مطمئنا نه

 

 

 اصولا فرهنگ مردمان ایران به علت همزیستی چند صد ساله چنان در هم تنیده شده است که حتی بر فرض محال اگر کسی بخواهد فرهنگ یکی از اقوام ایرانی را نابود کند در واقع بخشی از فرهنگ خود را نابود کرده است!!.   

 

 

 

 

یاوه گویی های این سایت و سایت هایی از این دست بسیار زیاد است این جریان(قومیت گرایی) همواره از سوی دشمنان و بدخواهان ملت ایران تبلیغ می شده و از انقلاب مشروطه به بعد همواره ادامه داشته است من این نوشته را با شرح داستانی که در زمان مشروطه رخ داده و به خوبی نشان می دهد که کسانی که چنین یاوه هایی را می بافند هیچ گاه خیر خواهان ملت ایران نبوده ونیستند به پایان می برم و از خداوند بزرگ سلامتی و خوشبختی همه مردم ایران اعم از کرد و لر وبلوچ و فارس و ترک آذری و عرب و گیلکی و ...  را آرزو می کنم و امیدوارم ملت بزرگ ایران بتواند با همدلی وپشتکارو اتحاد همه ایرانیان  ایرانی آباد و پیشرفته بسازد.

 

 

 

 

زمانی که اتابک صدراعظم مستبد محمد علی شاه می کوشید با اختلاف انداختن میان مشروطه خواهان( به ویژه تهرانیان و تبریزیان) همه را نابود کند یک روز مردم دیدند که یک اعلامیه در میدان توپخانه چسبانده شده است که روی آن نوشته شده است((ترکها روز دوشنبه در خیابان چراغ گاز در مسجد سراج الملک حاضر باشند ...)) روز دوشنبه جمع زیادی از آذربایجانی ها به محل موعود رفتند شخصی میرزا رحیم خان نام برایشان شروع به سخنرانی کرد که (( مقصود ما اتحاد است و اظهار غیرت من بعد هرکسی پشت سر ما بد و ناسزا گوید باید با گلوله از دهانش بزنیم ، هرکس به علمای ما توهین کند همچنان ... این چه بیغیرتی است که یک نفر عراقی (منظور فارسی زبان) بچه ترک را بکشد و برد ؟! پس غیرت ترکیت ما چه شده ؟!)) اما آذربایجانیان آگاه و هوشمند که می دانستند این موضوع از کجا آب می خورد مسخره کنان پراکنده شدند و روسیاهی به ذغال ماند!!!   اتابک نیز سرانجام به دست مرد دلاور میهن دوستی از خاک پاک آذربایجان به نام عباس آقا صراف تبریزی به قتل رسید پس از آنکه عباس آقا به قتل رسید از جیب او یک کاغذ در آوردند که روی آن نوشته شده بود ((عباس آقا صراف تبریزی عضو انجمن نمره 41 فدایی ملت))  (تاریخ مشروطیت ایران نوشته احمد کسروی برگ های 372و373و453)    

 

 

 

پاینده باد ایران و زنده باد یاد همه دلاوران جان سپرده در راه آزادی واستقلال میهن

 

 

مطالب مرتبط

 

پاسخ به تحریفگران تاریخ و بدخواهان ایران

زبان ترکی چرا و چگونه به آذربایجان راه یافت؟

 ریشه مشترک نژادی همه اقوام ایرانی 

آذری یا زبان باستان آذربایجان (احمد کسروی)     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ mehre mihan ; ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

تاریخ زبان های ایرانی (۲)

2- زبان های ایرانی در دوره میانه :

 

 

در دوره میانی زبان های ایرانی به سبب شباهت هایی که از نظر دستوری دارند به دو گروه تقسیم شده اند 1- گروه ایرانی میانه شرقی و 2- گروه ایرانی میانه غربی

 

 

الف - گروه ایرانی میانه شرقی :

 

این گروه شامل زبان های بلخی ، سکایی ، سغدی و خوارزمی  است.

 

 

1- زبان بلخی: زبان قدیم بلخ است و تا سال 1957 اثری از آن در دست نبود تا آن که باستان شناسان فرانسوی توانستند کتیبه ای در سرخ کتل (میان بلخ و بدخشان) به دست آورند پس از آن در کتیبه های دیگری نیز از این زبان به دست آمد از این زبان در وره باستان وجدید اثری به دست نیامده است

 

 

2- زبان سکایی : از زبان سکایی در دوره میانه نیز آثار زیادی به دست آمده است به این زبان مهم آریایی تا سده یازدهم میلادی در کاشغر و حوالی آن سخن گفته می شده و پس از آن با هجوم ترکان جای خود را به ترکی داد گویش های پامیری بازمانده های زبان سکایی هستند.

 

 

3- زبان سغدی : زبان سرزمین سغد و شهر مهم آن بخارا بوده است از این زبان در دوره باستان اثری در دست نیست اما آثار زیادی از آن در دوره میانه به دست آمده است. زبان سغدی در سده چهارم جای خود را به پارسی داد امروزه زبان یغنابی که در دره یغناب رواج دارد بازمانده این زبان می باشد.

 

 

4 - زبان خوارزمی: زبان قدیم خوارزم بوده است که تا زمان مغول در خوارزم رواج داشت و پس از آن جای خود را به زبان ازبکی داد. (خوارزم به احتمال بسیار زیاد خواستگاه نخستین آریایی ها بوده است)

 

 

ب – گروه ایرانی میانه غربی :

 

این گروه زبان پارسی میانه و زبان پهلوی اشکانی را دربر می گیرد.

 

 

1- زبان پهلوی اشکانی : از این زبان در دوره باستان اثری باقی نمانده اما از دوره میانه آثار مهمی باقی مانده که مهمترین آنها کتیبه اردوان پنجم در شهر شوش ، کتیبه های پادشاهان نخستین ساسانی و دو کتاب یادگار زریران و درخت آسوریک است 

 

 

2- زبان پارسی میانه : این زبان دنباله پارسی باستان است و در دوره ساسانی زبان رسمی ایران بوده است به این زبان پهلوی ساسانی هم گفته می شود از این زبان در دوره میانه چهار نوع اثر به چهار الفبای مختلف به جا مانده است کتیبه های شاهان و مردان مهم دوره ساسانی ، زبور پهلوی ، آثار زردشتیان وآثار مانویان .

 

برای اطلاعات بیشتر به ویژه درباره آثار باقی مانده از این زبان ها می توانید به کتاب های زیر مراجعه کنید:

 

 

1- تاریخ زبان فارسی  نوشته دکتر محسن ابوالقاسمی

 

2- زبان و ادبیات ایران باستان نوشته زهره زرشناس

 

3- تاریخ زبان فارسی  نوشته پرویز ناتل خانلری

 

4- تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام  نوشته احمد تفضلی

 

مطالب مرتبط:

تاریخ زبان های ایرانی(۱)

تاریخ زبان های ایرانی(۳)

+ mehre mihan ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()