مهر ميهن

وبلاگ تاریخ و فرهنگ ایران زمین

لطفعلی خان زند

 

دلاوری که شجاعانه جان سپرد

لطفعلی خان زند آخرین پادشاه خاندان زندیه و پسر جعفرخان (نواده برادری کریمخان) مدت کوتاهی پادشاهی کرد. او در هنگام حیات پدرش، جعفرخان، در جنگهای میان طرفداران قاجاریه  و زندیه، با وجود جوانی، در رکاب پدرش شمشیر می زد.

 

هنگامی که خبر قتل پدرش به او رسید، مأمور بندها و سواحل خلیج فارس بود. پس از آگاهی از قتل پدرش، خود را بسرعت به شیراز رساند پایتخت را از دست صید مرادخان زند، که جای جعفرخان را گرفته بود، گرفت و توطئه کنندگان در قتل پدر را کشت و خود برتخت پادشاهی جلوس کرد.

 

وجود لطفعلی خان، به سبب رشادتها و فتوحاتش، برای آقامحمدخان قاجار تهدیدی بزرگ بود. آقامحمدخان قاجار پس از دفع برادران مدعی و غلبه بر زندیه و مطیع کردن شمال و مرکز ایران در نوروز سال 1164، در تهران، تاجگذاری کرد. تهران را به علت نزدیکی به استرآباد، خاستگاه ایل قاجاریه، و دسترسی به ایالات جنوبی (که هنوز در دست زندیه بود) به پایتختی برگزید و حکومت ولایات مطیع خود را میان روسا و بزرگان قاجار تقسیم کرد و آماده نابود کردن جعفرخان و پسرش لطفعلی خان شد.

 

آقامحمدخان در سال 1166، به قصد جعفرخان، عازم فارس شد. در همین سال بود که جعفرخان به توطئه بعضی امرای زندیه مسموم شد. لطفعلی خان جانشین او شد و به مبارزه با آقامحمدخان آماده شد.

 

آقامحمدخان برادرش (جعفرخان) و سردارش، مصطفی خان دولو، را به شیراز فرستاد و خود در پس ایشان به راه افتاد. شیراز محاصره شد؛ ولی لطفعلی خان بشدت مقاومت کرد و آقامحمدخان بناچار به تهران بازگشت. لطفعلی خان، که سپاهیان خود را برای مقاومت کافی نمی دانست، برای جمع آوری سپاه به طرف دشتستان حرکت کرد و اعیان شیراز هم آقامحمدخان را به ضبط شهر دعوت کردند.

 

لطفعلی خان، پس از مراجعت از دشتستان، بار دیگر بر شیراز مسلط شد و برای جنگ با خان قاجار روانه اصفهان شد و شیراز را به حاجی ابراهیم کلانتر واگذاشت و برای آنکه در غیابش حرکت خلافی از او سرنزند پسر او را به رسم گروگان با خود همراه برد؛ اما حاجی ابراهیم کلانتر به دستگیری بزرگان زندیه پرداخت و برادرش، عبدالرحیم خان، را (که در اردوی لطفعلی خان بود) به شوراندن سپاه او واداشت.

 

در نتیجه، بسیاری از افراد سپاه لطفعلی خان، که کسانشان در شیراز مورد تهدید و تعرض حاج ابراهیم قرار گرفته بودند، سپاه را ترک کردند و این باعث شکست لشکر لطفعلی خان از آقامحمدخان شد. لطفعلی خان به شیراز برگشت، اما حاج ابراهیم کلانتر مانع ورود او به شهر شد. لطفعلی خان بناچار به بوشهر رفت. مصطفی خان دولو به شیراز رفت و از جانب خان قاجار حکومت را به حاج ابراهیم سپرد.

 

لطفعلی خان سال 1169 را به زد و خورد با نیروهای مصطفی خان دولو و حاجی ابراهیم کلانتر گذراند تا اینکه یکسال بعد خود آقامحمدخان تصمیم به دفع لطفعلی خان گرفتند و عازم فارس شد. جنگی میان این دو در نزدیکی ابرج (در شمال شیراز) در گرفت. شاه زند با رشادت حمله کرد و تا سراپرده خان قاجار هم پیش راند و چیزی نمانده بود کار او را بسازد، که به توصیه یکی از همراهانش تصمیم گرفت تا صبح صبر کند؛ اما بزودی دریافت که سپاهیانش تاب مقاومت ندارند  و به سمت خراسان گریخت.

 

آقامحمدخان براحتی وارد شیراز شد. عده ای از بزرگان زندیه را کور کرد و اموالشان را مصادره کرد. لطفعلی خان، پس از آن، مدتی در حدود یزد و ابرقو  و نیریز با طرفداران قاجاریه به زد و خورد پرداخت و سرانجام (در سال 1172)، به دعوت مردم کرمان به آنجا رفت و آن شهر را پایتخت خود قرار داد.

 

رسیدن خبر استیلای لطفعلی خان بر کرمان آقامحمدخان را (که عازم تسخیر خراسان بود) بر آن داشت تا رهسپار کرمان شود. کرمان 4 ماه در محاصره خان قاجار قرار گرفت و دروازه شهر با خیانت محافظان آن گشوده شد. قاجاریان به شهر ریختند. لطفعلی خان تا توان داشت جنگید، ولی مجبور شد به بم پناهنده شود.

آقامحمدخان کرمان را تسخیر کرد و حکم به ویرانی شهر و قتل عام و تنبیه مردم داد. در تواریخ آمده که از اهالی کرمان 20 هزار جفت چشم کندند و به او تحویل دادند.

 

حاکم بم نیز لطفعلی خان را اسیر و به خان قاجار تسلیم کرد. آقامحمدخان دو چشم لطفعلی خان را از حدقه بیرون آورد و 2 قطعه الماس دریای نور و تاج ماه را، که به بازوی او بود، کند. او را طوری شکنجه کرد که تاریخ از گفتن آن شرم دارد. سپس او را به تهران فرستاد و خود به شیراز رفت و به حاکم تهران دستور داد که لطفعلی خان را بکشد.

 

این پایان حکومت زندیان بود، که حدود نیم قرن بر ایران حکم راندند. طایفه زند از طوایف لر بودند که تا پیش از ظهور کریمخان اسم و رسم چندانی در تار یخ نداشتند. این سلسله شاهی مانند کریمخان را به خود دید که کوشش او در تهیه اسباب آرامش مردم و رفع ظلم و تعدی از ایشان شهرت دارد. در عصر کریمخان، فعالیتهای تجاری انگلیسیها در خلیج فارس با افتتاح دارالتجاره نمایندگان کمپانی هند شرقی انگلستان در بوشهر کسب انحصار تجارت بوشهر به راه افتاد. هلندیها هم جزیره کوچک خارک را تصرف کردند و آنجا را مرکز صید و تجارت مروارید قرار دادند و قلعه ای نظامی هم در آنجا ساختند.

 

نزاع میان نزدیکان و خاندان بر سر جانشینی کریمخان زند و سربرآوردن آقامحمدخان قاجار بندریج زمینه را برای زوال زندیان فراهم ساخت و با قتل لطفعلی خان عملا کار این سلسله پایان گرفت.  

 

منبع :irib.ir

 

 

 

+ mehre mihan ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()