مهر ميهن

وبلاگ تاریخ و فرهنگ ایران زمین

نژادپرستي و ايران دوستي

زماني برتري جويي انسان ها به برتري جويي نژادي انجاميد وجنگ جهاني دوم  را پديد آورد كه تاوان آن را مردم بدبختي پرداختند كه به جرم اينكه از يك نژاد برتر(!!) نيستند كشته شدند.

پس از شكست خوردن انديشه نژادپرستي و چهره ناپسندي كه اين واژه در ادبيات بين المللي يافت اميد مي رفت جهان دوران بهتري را پشت سر بگذارد و مردم دنيا براي به دست آوردن خوشبختي و بهروزي همه با هم (اعم از سپيد و سياه وزردپوست) همراه شوند اما گويي برتري جويي انسان ها را پاياني نيست در چند سال اخير دوباره نژادپرستي در جاي جاي جهان در حال سربرآوردن است اما گاه زير پوشش دين يا ميهن پرستي كه نمونه كامل آن را مي توانيم در فلسطين ببنيم كه دو گروه تندرو زير پوشش دين همديگر را مي كشند اما چه كسي بيشترين آسيب را مي بيند شهروندان غير نظامي فلسطيني واسراييلي.

بگذريم اين ها را نوشتم تا اشاره كنم كه برخي وبلاگ هاي فارسي زير پوشش ميهن پرستي به نظريه پوسيده برتري نژادي آريايي مي پردازند و عرب ستيزي را ترويج مي كنند در نظر اينان گويي تنها افتخار تاريخي ايراني پيروزي هاي كورش بزرگ وديگر رويداد هاي دوران باستاني ايران پس از مادها است وتوجه چنداني به عصر طلايي ايران اسلامي به ويژه سده هاي سوم و چهارم هجري و دوران پرشكوه ايران در دوران حكومت هاي پيش مادي مانند كاسي ها ، ايلاميها ، ميتاني ها و... ندارند.

درباره نظر خودم بايد بگويم از نظر من ايران ده هزار سال تمدن دارد هرچند به نظر من مبدا تاريخي ايران فعلا تشكيل دولت ماد است كه نخستين امپراتوري بوده كه تقريبا تمامي فلات ايران را يكپارچه كرد اما تپه هاي باستاني كه در جاي جاي ايران قرار دارد و امروزه كاوش مي شوند نشان از تمدني بسيار كهن تر مي دهند.

البته روشن است كه مرداني چون زرتشت ،كورش، داريوش، خشايار شاه، آريوبرزن و... همان اندازه براي من عزيزند ومايه افتخار من به عنوان يك ايراني هستند كه بابك خرمدين، ابوعلي سينا ، زكريا رازي،ابوريحان بيروني ، فردوسي ،حافظ ، سعدي ، مولانا بلخي و...

 من به همه اينان احترام مي گذارم ويادشان را گرامي مي دارم و به تدريج از همه آنان در اين وبلاگ خواهم نوشت.اين بزرگان مايه افتخار ايران وايراني هستند وهيچ كس حق ندارد زير پوشش هيچ واژه اي ما را از برخي از آنان جدا كند.

نكته آخر درباره عرب ستيزي، روشن است كه بزرگ ترين آسيبي كه به تمدن وفرهنگ ايراني رسيده از اعراب است از حمله اهريمني آنان در دوران عمر كه صدها هزار كشته برجا گذاشت و صدها هزار نفر از ايرانيان به بردگي گرفته شدند تا تازش فرهنگي آنان در زمان صفويه و حتي دشمني هاي شگفتي كه امروز پان عرب ها با تاريخ وفرهنگ ايران دارند (يك نمونه آن نوشته هاي ناصر پورپيرار)

مطمئنا هيچ ايراني هرگز نبايد ازجنايات عرب ها در طول تاريخ ايران بي تفاوت بگذرد اما اينكه ما از يك انسان ديگر صرفا به اين دليل كه پدران او جنايتي انجام داده اند بيزار باشيم گمان نمي كنم چندان با فرهنگ جهان دوست وانسان دوست ايران و از آن مهم تر با خرد وانسانيت سازگار باشد از اين رو من معتقدم كساني كه زير پوشش فرهنگ ايراني عرب ستيزي را تبليغ مي كنند يا فرهنگ ايراني را درست نشناخته اند يا شياداني هستند كه ايران دوستي آنها تنها يك پوشش است براي فحاشي وخالي كردن عقده هاي حقارتشان .

اين نوشته را با سخني از زرتشت بزرگ به پايان مي برم تا همه كساني كه ادعاي ميهن پرستي دارند بدانند فرهنگ ايراني چه چيزهايي را ارج مي نهد.                                               

(( خوشبخت كسي است كه خوشبختي ديگران را فراهم سازد. چنين است فرمان و خواست اهورامزداي چاره ساز از اين روي ما خواستاريم كه با نيروي راستي و پايداري نياز يكديگر را برآورده سازيم)) گات ها برگردان موبد رستم شهزادي  سرود هشتم-يسنا-هات 43

+ mehre mihan ; ۸:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦